سيد جواد حسينى خواه

23

تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى)

به اعتقاد نگارنده ، اسلام ونظام بين‌الملل حقوق بشر در رابطه متقابل خود ، زمانى مىتوانند در رسيدن بشر به سعادت و كمال نقش داشته باشند كه مفاهيم دينى و حقوق بشرى در فضايى تهى از تشويش و پيش‌داورى ، براساس اصل « دگرانديشى » به شناسايى يكديگر و تبادل انديشه بپردازند . بنابراين ، نمىتوان هر انتظارى را از منظومه حقوق بشر داشت و تصوّر كرد قواعد حقوق بشر مىتوانند جاى آموزه‌هاى دينى و يا اخلاقى را بگيرند ؛ و يا نمىتوان به سادگى دستاورد بشر پس از قرن‌ها انديشه‌ورزى و تلاش علمى را به صرف اين‌كه در فلان مسأله با نظر ما منطبق نيست ، نفى كرد . بلكه رويكرد منطقى آن است كه از دين ، اخلاق ، عقلانيّت و تجربيّات علمى و عملى بشر ، در جهت تقويت حقوق و كرامت انسانى به صورت شايسته استفاده شود . از اين‌رو ، در تحقيق حاضر ، ضمن طرح ديدگاه‌هاى مطرح در دو نظامِ فقه شيعى و حقوق بشر ، تلاش شده است مسأله « تنبيه بدنى كودكان » به‌عنوان يكى از محورهايى كه بررسى و تحليل آن ، در تربيت ، رشد و پرورش كودكان ، استحكام بنيان خانواده و آينده جوامع بشرى نقش بسزايى دارد ، مورد بررسى و دقّت علمى قرار گيرد . تبيين موضوع از جمله‌ى مسائل حسّاس و مهمّ تربيتى كه خانواده‌ها و جوامع بشرى دچار آن هستند ، چگونگى برخورد با اعمال و كردارهاى نارواى كودكان است . در ديدگاه اسلامى و به خصوص فقه سترگ شيعه كه در كشور ما منبع الهام‌بخش جهت قانونگذارى محسوب مىگردد ، علاوه بر توجّه خاص به امور تربيتى كودكان و رشد و سعادت آنان ، در مواردى نيز تنبيه كودكان به جهت رعايت مصلحت و غبطه‌ى آنان ، جايز و بلامانع دانسته شده است . اين مطلب در عبارات مشهور فقهاى اماميّه ذكر ، و به دنبال آن قوّه مقنّنه جمهورى اسلامى ايران در موادّى از قوانين ، چون ماده‌ى 1179 قانون مدنى به صراحت بيان مىكند : « ابوين طفل حقّ تنبيه طفل خود را دارند . . . » .